تشیع در قرن چهارم
در میان تالیفات شیخ صدوق سید مرتضی و شیخ مفید نوشته هایی وجود دارد که جواب سوالات مردم قزوین،مصر،بصره،کوفه،مدائن،نیشاپور،بغداد،فارس،ساری،مازندران،گرگان،طرابلس،خراسان،میافارقین(در دیاربَکر ترکیه) و.. است(رجال نجاشی,رسائل شریف شیخ مرتضی,مقالات کنگره ی شیخ مفید) که نشان از شیعه 12امامی در این مناطق است. مقدسی می نویسد: بیشتر کُنیه ی قمی ها ابو جعفر ،اصفهانی ها ابومسلم وقزوینی ها ابوالحسین است.(احسن التقاسیم) قاضی عبدالجبار می نویسد:هدف دعوت شیعیان؛ عرب ها ،کرد ها،دیلمان، بربر، نَبَطیان(قومی عرب که قبل از اسلام در اردن زندگی می کردند.) و بزرگان از امرا ،وزرا، منشیان وجاهلان هستند.(تثبیت دلائل النبوه) در سفرنامه ابودولف اشاره به انتظار ظهور مهدی (عج)در قلعه ی بذ آذر بایجان شده است.همچنین از کشتار شیعیان زیدی شهر پیر(در شهر زور)به دست مردم نیم ازاری سخن رفته است.مقدسی می نویسد اکثر مردم رودبار ,قهستان,بلوچ,منوجان(همگی در کرمان)شیعه هستند.(احسن التقاسیم)
در مورد خوزستان می نویسد: مذاهب در آن جا گوناگون است.مردم عمان، نابلُس ،قدس، کوفه و مولتان سند را هم شیعه می داند. همه این ها اشاره به وجود شیعیان در این مناطق است. شاید بی مناسبت نباشد که یاد کنیم در آفریقا هم شیعیان زیادی وجود داشتند؛ اما در سال 407قتل عام وسیعی از آن ها صورت گرفت که به نوشته ی ابن کثیر تنها آنهایی که ناشناخته بودند؛ باقی مانند.(الکامل,البدایت والنهایت)در اصفهان ناصبی ها هم زیاد بودند. مقدسی در اصفهان از فردی زاهد نام می برد که معاویه را پیغمبر می دانست. ابن مسعود رازی در مسجد عتیق خبر پیامبر را درباره ی فردی می دهد پس از این که مردم می فهمند این شخص علی است 400تن در دم جان می دهند و بقیه توبه می کنند.در ایران اما مذهب حنبلی پیرو اموی و عباسی به سرعت نابود شد و جای خود را به حنفیان که به مذهب حاکمان خاور(سامانی و ترک ها)بود و شافعیان که به مذهب سلجوقیان بودند داد .سپس درگیری بین شافعی ها و حنفی ها آغاز شد تا آنجا که جایی برای جنگ شیعه وسنی باقی نگذاشت. در خراسان وجود قبر امام رضا (ع) باعث مهاجرت شیعیان از همه جا به آن نقطه شد. اتفاق دیگر این که یکی از امیران سامانی به نام نصر به مذهب اسماعیلی در آمد و نفوذ اسماعیلیان در خراسان شدت گرفت. گفته شده خانواده ی ابن سینا هم به این مذهب در آمدند. سپس دربار نصر را از سلطنت خلع کرد و به قلع وقمع شیعه و معتزله پرداخت ونفوذ آنها در دربار پایان گرفت.
